میزان۱آخر کوچه گوزنی ایستادهرو به خیابان۲ پرندگانروی پلکهایت لانهکردهانددر باران ۳تاچشم میگشاییدور و برتپر از حیات میشود........عقرب ۱لب به آب میزنیدریا عاشقت میشود ۲از خواب که برخواستمپرنده یخی کنار پنجرهمیخواند سرد ۳زمستان میرسدماهبیپیراهن ۴تکمه پیرهنش را میبنددغسالهنگام باران زمستانی ۵تنهای جای پای زلزلهمانده استروی دوش روستای متروک ۶تنها صدایی که شنیده میشوداز زیر آوارزندگی است ۷همه رفتهاندتنها صدای پای عابران است اویزان از سقف ۸فاتحهگیران میخوانند یکصداآواز سرنای در باد ۹تا پلک میگشاییدرختان دو طرف رودسبز میشوند ۱۰چوچهسنگپشت خوابیده استآرامباران تند بهاری ۱۱آژیر قطارشمال از گیسوان سپیدزن زندانیمیگذرد ۱۲یک یک به خانههایشان باز میگردندبا بیل و کلنگمردهها آرام ۱۳روی نقشهرسم آدم برفی را میکشدکودک ۱۴گیلاس چایشنقشه را تر میکندسرباز ۱۵زوزه گرگها بلندتر میشودشام زمستانی ۱۶تمام روستاها را بو میکشندرمهسگهای بیابانی ۱۷پشت یک گل اقاقیدیق شده استکودک شیر مانده ۱۸رو به ماهمیشاشدگرگ وحشی ۱۹نعنا جوانه زدهامروز نیز ۲۰جنازه اش رااز نیزارها پیدا کردندقاز وحشی ۲۱تلیفونش را باز کردندنوشته بود:جان پدر کجاستی؟ ۲۲تنهایک فشنگ خالی در مشتش بودشهید گمنام ۲۳روی دوشش گل داده بودپرچم سهرنگسرباز ۲۴درخت از شاخه نمیمیردآبش را از ریشه گرفتند ۲۵از جیبشدو فشنگ خالی یافتدسریاز ۲۶تنها جای خالی از زخم تیرسایه دستش بودپرچمدار ۲۷آسمان تا قیمت بارانش را بلندتر میبردزمین ارزانتر میشود. ۲۸پر از کلاغ میشودجنگلشام بهاری ۲۹قاغ قاغ کلاغانروی مزرعهآب از سرچشمه میافتد ۳۰ کرکره را پایین می کشدزن همسایهشرشر باران از سقف ۳۱دنیاکولهباری است پر از برفچاشت آفتابی ۳۱با چادرش قوغی بر
برچسب:
نویسنده: آیلین زمانی
تاريخ: يکشنبه
12 آذر
1402 ساعت: 8:56